مُهر هزار مرز بر پیشانیام خوردهاما هرجای زمین که بنشینممُقیم خـاکی کوچـههای تواماز تو چگونه بگذرد این تناین تن که در سینهاشتپههای پاکِ تو میتپد؛این تن که مویرگهاشدر «چشمهیِ زندگانی» تو شناورند؟زمین را سراسر گشتهام؛فقط تویی تنم و تنم از توستای
ماهِ رونده در من!زلال جاری در تن!هر جای جهان که بیُفتمنمازم میشکندالا در مخمل آغوش تومگذار بگذرم از توهر جای زمین که بکارندمریشههایم تا چشمههای تو میدوندتا دو کنارهی سبزِ آبیاتشاخههایم به سمت تو خم میشوندتا کوچهباغ مهتابیاتمگذار بگذرم ا کاروند پارسی...
ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: شنبه 8 آذر 1404 ساعت: 7:21